شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah   

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

کارگران

رخدادها

 پيوندها 

  تماس   

چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹ -  ۸ سپتامبر ۲۰۱۰

سايت ديدگاه


به زن - چند شعر از
ژيلا مساعد




           
                 حرکت

پاهایم را
حراج کرده بودید
ماهیچه های پر قدرتی را
که بر ان ها می ایستادم


من
بقچه ای در صندوق خا نه
آ ینه ای تهی بر رف
و رختخوابی گسترده شدم

اما عاقبت
جهان را به صندوق خانه ا وردم
و روزی به ناگهان
خود را بر پا های نازک
و چابک هزار غزال جوان ایستاده دیدم

اینک
مرا ببین
که حتا
در اینه ای بی سیماب
می درخشم و پیدایم .




زن


آ تش را
در خود داشتیم
و نمی دانستیم

ما که خاموش بودیم
و لایه های وهم را
روی هم
می انباشتیم

امروز آ تشیم
امرز رو شنیم
امروز دامن های کهنه را
که از پرهیز و اندوه
پوسیده بود
به تن نداریم
امروز که از جسم خود بیرونیم
دیوارهای بدون پنچره
و بسترهای بدون غریزه و رخوت را
فراموش کرده ایم

امروز که نام عاممان انسان است .

ژیلا مساعد
شعر ها از کتاب .پنهان کنندگان اتش و ماه و ان گاو ازلی

منبع: سايت ديدگاه



نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از ژيلا مساعد


يافت نشد.




شعر

ادامه فهرست ...

   


[www.didgah.net] [email: info@didgah.net] [©Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.